مطالب انگیزشی موفقیت

سیستم ارتعاش چیست و چرا فقط ۲ درصد مردم دنیا از آن اطلاع دارند؟

در فیلم ماتریکس، یک سکانس تاریخی وجود دارد که مورفیوس، وقتی نئو را پیش خودش میاورد تا با آموزش دادنش بتواند ماتریکس و گردانندگان آنرا شکست دهند و آزاد شوند، دوتا قرص برای خوردن به نئو پیشنهاد میکند :

سیستم ارتعاش و فیلم ماتریکس وقتی شما بیدار میشوید
سیستم ارتعاش و فیلم ماتریکس وقتی شما بیدار میشوید

این مقاله را برای شما نوشتم، (بعد از ۳ سال دوری از میادین نویسندگی! و پرداختن بیشتر به بخش مدیریتی مجموعه) تا بگم اگر میخواهید قرص قرمز را بخورید، سیستم ارتعاش و این مقاله همان زنگی خواهد بود که بیدارتان میکند و اجازه نمیدهد دیگر بخوابید.

شما بعد ازینکه با سیستم ارتعاش آشنا شدید، دیگر نمیتوانید مانند دیگران در خواب و با چشمان بسته زندگی کنید… چون عینکی در اختیارتان دارید که میتوانید پشت پرده تمام اتفاقات و تجربیات زندگی را ببینید و بفهمید که این جهان هستی و کائنات چه مکانیزمی دارد و مهم‌تر از آن… چطور میتوانم ازین مکانیزم استفاده کنم !

اگر حاضرید، لیوان چایی تان را بدست بگیرید
و با بستن کمربندهای ایمنی، ادامه مطالعه را شروع کنید…

همه چیز از تابستان ۹۵ شروع شد.
قبل از آشنایی من با سیستم ارتعاش. زمانی که برای موفق شدن سخت کار میکردم و به اصطلاح واقعی جان میکندم برای اینکه رشد کنم اما رشد و موفقیتی حاصل نمیشد. من آدم تنبلی نبودم و احساس میکنم مشکل همینجا بود !

https://mywill.ir/wp-content/uploads/2020/08/1596353487_sookhtejet.comچون تنبل نبودم، بیشتر سعی میکردم با سخت کار کردن و زیاد کار کردن پیشرفت مالی داشته باشم در زندگی و این اتفاق هم گهگداری می‌افتاد… یک رشد خیلی کم از نظر درآمدی که خیلی زود از دست میرفت.

از یک طرف همیشه ناراحت بودم ازینکه خدایا بسه دیگه ! تا کی من باید این زندگی مشقت بار رو تحمل کنم، هر روز ۱۸ ساعت کار کنم (از ساعت ۵ صبح تا ۱۰ شب حداقل سرکار بودم و یک دقیقه رو هم هدر نمیدادم…) و از یک طرف دیگه میترسیدم این سخت کار کردنم رو متوقف کنم چون با خودم میگفتم «همین نتایج کم رو هم با این کارِ سخت دارم بدست میارم، اگه رهاش کنم که دیگه هیچی… همینم نخواهم داشت !»

و اینطوری شد که من ۱۰ سال(!) با کار سخت، خسته شدن، بی خوابی، حذف تفریح و سرگرمی (چون فکر میکردم منو از هدفم دور میکنه) و هرگونه برنامه لذت بخش از زندگی، بلاخره به این نتیجه رسیدم که دیگه نمیکشم !

بله… من !
کسی که
خودش بزرگ‌ترین وبسایت انگیزشی فارسی زبان رو داره یک روزی در مرداد ماه تابستان ۹۵ به این نتیجه رسید که دیگه نمیتونم ادامه بدم. چرا؟ چون من هرکتاب موفقیتی که بگید رو خونده بودم، هر دوره آموزشی رو بگید شرکت کرده بودم، تمام منابع موفقیت قدیم، تمام آموزه های روانشناس های دنیا رو گذرونده بودم برای اینکه بفهمم چطور در زندگی موفق بشم اما هیچکدام کار نکرد و خسته شده بودم.

https://mywill.ir/wp-content/uploads/2020/08/1596353487_sookhtejet.com

با خودم گفتم : رنه … تو کتابی نبوده نخونده باشی ! دوره‌ای نبوده نرفته باشی، همایش، سمینار، سخنرانی… همه رو رفتی و پیگیر اموزش‌ها بودی اما یه جا کم کاری کردی !

یک جایی بود که هروقت بهش میرسیدی میگفتی : این که خرافاته !
یک جایی بود توی کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی که برچسب «توهم!» بهش میزدی و ازش رد میشدی چون «هیچ منطقی پشتش نبود!» و اونجا آموزش‌های مربوط به ذهن و فکر بود.

من بیش از ۶۰۰ جلد کتاب و بیش از ۱۰۰۰ ساعت دوره آموزشی و سمینار گذرونده بودم؛ و هرکجا که موضوع آموزش میرسید به ذهن و فکر، با خودم میگفتم «خب… اینجا دیگه نویسنده حرف کم آورده رفته سراغ خرافات و جاده خاکی…»

https://mywill.ir/wp-content/uploads/2020/08/1596353487_sookhtejet.comتا قبل از این فکر میکردم موضوعات مربوط به فکر و ذهن خرافات و توهم هستند.
من مهندسی صنایع خونده بودم و یادگرفته بودم «هرچیزی رو باید اندازه گیری کنی، تا بتونی پیشرفتش رو بسنجی» اگر نتونی اندازه گیری کنی، پس نمیتونی پیشرفتش رو ببینی. خب این منطق دنیای صنعت بود، وقتی با این منطق میخواستم کلام مدرس‌های حوزه ذهن رو گوش بدم نمیتونستم خودم رو قانع کنم !

چی؟؟؟ بشینم ۱ ساعت تجسم و تصویرسازی کنم؟؟؟ شوخیت گرفته !؟ خب چجوری قراره بفهمم چقدر پیشرفت کردم؟ چطور اندازه بگیرم این یک ساعت دو ساعت تجسم و تمرینات ذهنی رو که چقدر روی فروش و جذب مشتری من تاثیرگذار بوده؟

اونروز (مرداد ماه سال ۹۵) توی تاکسی نشسته بودم و داشتم بیرونو نگاه میکردم… خیلی خسته و دیگه بریده بودم واقعا… با خودم گفتم «رنه، بیا اینجاهایی که همیشه ازش غافل میشدی رو هم تکمیل کن توی آموزش‌هایی که میبینی، شاید فرجی شد!… ببین شاید حلقه گمشده اینجا بود… اگه نبود، دیگه اصلا قید کارآفرینی رو بزن، برو یه شغل کارمندی دست و پا کن برای خودت و هیچوقت هم دیگه پشت سرتو نگاه نکن… اصلا شاید سرنوشت تو این بوده و نمیتونی تغییرش بدی… ولی این شانس آخر رو امتحان کن»

دیگه آخرین شانس من بود !
یا چیزی که میخواستم اینجا بود، یا هیچ جای دیگه. چون من همه جا رو قبلا توی دنیای آموزش و موفقیت شخصی گشته بودم و چیزی که میخواستم رو پیدا نکرده بودم پس تصمیم سختی گرفتم : «باید در زمینه ذهن، فکر و قدرت این در زندگی تحقیق کنی، هرچیزی که هست رو یادبگیر و تا تهش نرفتی دست برنمیداری»

من بیش از ۳۰۰ جلد کتاب تهیه کردم در زمینه قدرت ذهن، فکر، تجسم، قانون جذب و … خوندم. به دوره‌های اساتید موفقیت بسنده نکردم، رفتم سراغ فیزیک کوانتوم و از عمق علم دنبال مدارک و استدلال‌هایی گشتم برای قانون جذب و تاثیر فکر بر روی زندگی و کم کم لبخند روی لبم نقش میبست !

https://mywill.ir/wp-content/uploads/2020/08/1596353487_sookhtejet.comبرای اینکه جواب سوالامون رو بگیریم، در کل ۲ تا مرجع داریم : علم و معنویت

اول از درب علم وارد شدم. کتاب‌های فیزیک کوانتوم، جهان‌های موازی، قوانین ارتعاش و … رو مطالعه کردم و بعد زمانی دومین شوک بهم وارد شد که به کتابی برخوردم که آموزه‌های خدایان مصر باستان برای درباریان بود تا در زندگی به سعادت برسند. در این کتاب ۷ قانون مطرح شده بود که وقتی به قانون سوم رسیدم، دهانم از شدت تعجب بسته نمیشد !

https://mywill.ir/wp-content/uploads/2020/08/1596353487_sookhtejet.comقانون سوم: قانون ارتعاش

۳ هزار سال پیش… در مصر باستان، خردمندان و خدایانی که می پرستیدند و پند میگرفتند از آنها، به آنها گفته بود
برای سعادتمندی در این جهان باید قانون ارتعاش این جهان هستی را درک کنید.

باورتان میشود؟ در صده اخیر عصر حاضر تازه ما به این قانون رسیدیم به لطف فیزیک کوانتوم و خدایان مصر باستان ۳ هزار سال پیش بهش پی برده بودند…

همین باعث شد بیشتر روی بیاورم به معنویت (معنویت فقط دین نیست، خرد و آیین‌هایی باستانی و حتی صحبت‌های افراد خردمندی مثل کنفسیوس و لائوتسه رو هم شامل میشه) و بعد متوجه شدم معنویت، خیلی جلوتر از علم به قوانین جهان هستی دست پیدا کرده و آنرا ساده سازی شده به مردم منتقل کرده و علم اخیرا قدم به قدم توانسته به اثبات این قوانین دست پیدا کنه.

برای مثال، در طول تاریخ ما ۲ جا علم نتونست قدرت خودش را ثابت کند و شکست خورد.

اولین شکست تاریخی علم

یک زمانی علم به ما گفته بود که «دو جسم A و B از هم مستقل هستند و فضای بین آنها خالیست.»

و بعدها افرادی مثل نیکولا تسلا (راجع‌بهش زیاد صحبت میکنیم) اومدن و با کشف رادیو به ما گفتند نه فضای بین جسم A و جسم B خالی نیست… بلکه هیچ فضای خالی هم بین این دو نیست و با میدان‌های رادیویی و مدارهای انرژی پر شده است.

چون همه چیز از انرژی تشکیل شده است و ما انسان‌ها در مدارهای انرژی قرار داریم یا به اصطلاح علمی Field of energy ما را احاطه کرده.

نتیجه گیری اول :
همه چیز در این جهان هستی به هم وصل است.

 

دومین شکست تاریخی علم
یک زمانی علم به ما گفته بود که «افکار، احساسات و آگاهی انسان، هیچ تاثیری بر روی جسم مستقل A ندارد»

و بعدها با کشف فیزیک کوانتوم، آزمایشی انجام شد با نام «اثر نظاره‌گر»  یا «The Observer Effect» که نشان داد رفتار الکترون با مشاهده فرد نظاره‌گر تغییر میکند !

اگر حوصله داشتید، این آزمایش رو ببینید به فارسی :